الشيخ المنتظري

268

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

احتمالش را هم نمى دهند كه شايد علوم پيغمبر پيش عترت پيغمبر باشد ، پيش حضرت على باشد كه پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) در مورد آن حضرت فرمود : « على باب علم من است » يا فرمود : « أقضاكم علىّ » ( 1 ) آن كس كه بهتر از همه فن قضاوت را مىداند على است . براى اين كه روشن شود كه چقدر در مسير علمى مسلمين انحراف افتاده بوده حديث صحيح و جالبى را نقل مى كنم : زرارة بن أعين كه يكى از اصحاب خاص امام باقر و امام صادق ( عليهما السلام ) و از بزرگان و علماى اصحاب ائمّه بوده است مى گويد : مسأله ارث جدّ را از امام باقر ( عليه السلام ) سؤال كردم ، فرمودند : همه در آن به رأى خود سخن گفته اند جز اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ، عرض كردم : اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) چه فرموده اند ؟ فرمودند : فردا بيا تا آن را از روى كتاب برايت بخوانم ، فردا بعدازظهر رفتم خدمت حضرت ، و ساعت خلوت من با حضرت بعد از ظهر و عصر بود ، هميشه در خلوت سؤال مى كردم تا مبادا با تقيه جواب بدهند . وقتى كه وارد شدم به فرزند خود جعفر فرمودند : صحيفه فرائض را براى زراره بخوان ، و خودشان رفتند براى خواب . من و جعفر در اتاق مانديم ، پس صحيفه اى را كه مثل ران شتر بود آوردند و فرمودند : برايت نمى خوانم تا تعهّد بدهى مطالب را به احدى نگويى تا وقتى كه من اجازه دهم ، گفتم : چرا سخت گيرى مى كنيد ؟ ولى بالاخره پذيرفتم ، در حالى كه من خود را اعلم مردم به فرائض و وصايا مى دانستم و دنبال اين بودم كه كسى مسأله اى از فرائض و وصايا را سؤال كند كه من آن را ندانم و نيافتم چنين كسى را ، وقتى كتاب را در اختيار من گذاشتند و در آن نگاه كردم ديدم مطالبى هست غير از آنچه در دست مردم است ، تا آخر كتاب را با بى اعتنايى و بدبينى خواندم و در حالى كه مى خواندم مى گفتم باطل است ! بعد كتاب را بستم و تحويل دادم . فردا صبح كه امام باقر ( عليه السلام ) را ملاقات كردم فرمودند : صحيفه فرائض را خواندى ؟ گفتم : آرى ،

--> 1 - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 136 ، چاپ بيروت